خفن ترین جادوگر قرن Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
دشت‌هایی چه فراخ!
کوه‌هایی چه بلند
در گلستانه چه بوی علفی می‌آمد!
من در این آبادی، پی چیزی می‌گشتم:
پی خوابی شاید،
پی نوری، ریگی، لبخندی.

پشت تبریزی‌ها
غفلت پاکی بود، که صدایم می‌زد.

پای نی‌زاری ماندم، باد می‌آمد، گوش دادم:
چه کسی با من، حرف می‌زند؟
سوسماری لغزید.
راه افتادم.
یونجه‌زاری سر راه.
بعد جالیز خیار، بوته‌های گل رنگ
و فراموشی خاک.

لب آبی
گیوه‌ها را کندم، و نشستم، پاها در آب:
"من چه سبزم امروز
و چه اندازه تنم هوشیار است!
نکند اندوهی، سر رسد از پس کوه.
چه کسی پشت درختان است؟
هیچ، می‌چرخد گاوی در کرت
ظهر تابستان است.
سایه‌ها می‌دانند، که چه تابستانی است.
سایه‌هایی بی‌لک،
گوشه‌یی روشن و پاک،
کودکان احساس! جای بازی این‌جاست.
زندگی خالی نیست:
مهربانی هست، سیب هست، ایمان هست.
آری
تا شقایق هست، زندگی باید کرد.

در دل من چیزی است، مثل یک بیشه نور، مثل خواب دم صبح
و چنان بی‌تابم، که دلم می‌خواهد
بدوم تا ته دشت، بروم تا سر کوه.
دورها آوایی است، که مرا می‌خواند.

سهراب سپهری


آیدین نیکخواه بهرامی جوان ملی پوش تیم بسکتبال کشورمون دیشب در یک سانحه رانندگی دار فانی را وداع گفت.
آیدین نیکخواه بهرامی که برای دیدار با خانواده‌اش به شمال ایران سفر کرده بود در مسیر تهران- شمال در یک حادثه رانندگی، خودروی شخصی وی با برخورد به گارد ریل جاده از مسیر منحرف شد که در این سانحه ملی پوش بسکتبال ایران دعوت حق را لبیک گفت.



Free Image Hosting at allyoucanupload.com

این ضایعه را به خانواده نیکخواه بهرامی و همچنین جامعه ورزش کشور تسلیت می‌گم.

واقعاً متأسف شدم!

روحش شاد & یادش گرامی باد.

Free Image Hosting at allyoucanupload.com